تبليغاتX
دنیای دخترانه - دارم نوک دماغم رو نگاه می کنم!!!




دنیای دخترانه

:: HOMEPAGE :: E-MAIL ::



دارم نوک دماغم رو نگاه می کنم!!!

شنبه دهم اسفند 1387-23:34 -آرزو

سرم رو از زیر پتو در میارم تا دقیق تر گوش کنم. سه نفری دارن توی هال صحبت می کنن و صداشون کاملاً واضح به گوش می رسه. چشامو می بندم و باز هم دقیق تر گوش می کنم. برام مهم نیست که در چه موردی صحبت می کنن و چی میگن. فقط صدا برام مهمه. حواسم رو جمع می کنم تا صدای فروغ رو در این بین تشخیص بدم. بهش گوش میدم. می خوام فقط صدای فروغ رو بشنوم...

 
**********

 چندین بار پیش اومده که دوستام پشت تلفن فروغ رو با من اشتباه بگیرن. دوستای فروغ هم بعضی وقتا اشتباهی منو به جای اون می گیرن. فامیل ها هم همین طور و خیلی شده که بهمون بگن صدای شما دو تا خیلی شبیه همدیگه ست ولی خوب راستش من هیچ وقت اینو جدی نگرفته بودم تا اینکه یه بار مامانم هم منو پشت آیفون با فروغ اشتباه گرفت!!! وقتی مامانم هم نتونست صدای ما رو از هم تشخیص بده،تازه اون موقع بود که من مساله رو یک کم جدی گرفتم و باورم شد که صدای ما دو تا با هم مو نمی زنه.

 
**********

 
دارم به صدای فروغ گوش می کنم و واقعاً دلم می خواد حالا حالا ها حرف بزنه تا من بیشتر و بیشتر بتونم بشنوم. دارم خیلی دقیق بهش گوش میدم چون یه جورایی دلم می خواد صدای خودم رو به صورت زنده بشنوم. نه توی فیلم یا نوار ضبط شده... صدای خودم به صورت زنده. گوش میدم چون دوست دارم بدونم وقتی با دیگران صحبت می کنم صدای من چطور به گوش اونها می رسه؟ دارم خودم رو به جای دیگران تصور می کنم و فروغ رو جای خودم. دوست دارم بشنوم که چطور صحبت می کنم؟ بلند حرف می زنم یا آروم؟ تند حرف می زنم یا آهسته؟ که بدونم صدام مثل صدای بعضی دخترها جیغی یا آزار دهنده نیست؟ به صدای فروغ گوش میدم تا احساس کنم وقتی خودم دارم صحبت می کنم بیانم در اطرافیانم چه احساسی ایجاد می کنه؟گوش میدم چون می خوام خودم بشنوم و قضاوت کنم. اگر چه نظر بقیه رو در مورد صدام قبلاً شنیدم، دارم توی صدای فروغ به خودم گوش می کنم...

 

**********

 

خیلی جالبه! مدتیه که وقتی یکی از اطرافیان کاری می کنه که من زیاد نمی پسندم یعنی کاری که بهم برمی خوره یا شاید اون شخص صفتی داره که من ازش خوشم نمیاد، اولین کاری که می کنم اینه که اون صفت رو توی خودم جستجو می کنم. یا توی خاطراتم جستجو می کنم که آیا تا حالا پیش اومده که من هم نمونه ی اون کار رو انجام داده باشم؟ دوست دارم بدونم چند درصد از اون صفتی که در دیگری دیدم و نمی پسندم رو می شه به من هم نسبت داد. یا چند بار پیش اومده که من هم اون کار رو در مورد یکی از اطرافیانم انجام بدم.

اوایل از نتایجی که بدست می آوردم تعجب می کردم. مثلاً فرض کنین شخص X با من شوخی نابجایی می کنه که به نظرم میاد که اون شوخی متناسب با صمیمیت من و X نیست. خوب مسلمه که اول ممکنه کمی جا بخورم یا ناراحت بشم ولی مهم اینه که این اواخر در این موارد ذهنم به سرعت شروع به جستجو می کنه. از خودم می پرسم: «یعنی تو خودت تا حالا برات پیش نیومده که با کسی شوخی نابجایی بکنی؟» و در بیشتر موارد جوابی که پیدا می کنم نشون میده که حتی بدترین صفت ها هم ممکنه در درون من وجود داشته باشه ولی خوب درصدش یه مقداری متفاوته. اون وقته که به خودم میگم: «نمی خواد ذهنت رو متوجه شخص X بکنی. به جاش حواست رو بیشتر جمع خودت بکن چون تو خودت هم درصدی از این صفت رو داری».

این روش کمک بسیار بسیار بزرگیه که دارم به خودم می کنم. لطف خیلی بزرگیه که در حق خودم می کنم. از بقیه کمک می گیرم تا خودم رو بهتر بشناسم. چطور بگم؟ دارم در وجود دیگران، دنبال خودم می گردم. شاید این جوری بتونم خودم رو بهتر و بهتر بشناسم.

 
«تو فرق چندانی با دیگری نداری»

 
اگه اینو قبول نداری، یه مدت افکارت رو بیشتر متوجه خودت کن. مادر بزرگم همیشه وقتی میدید کسی در حال غیبت کردنه، می گفت: «آدم خوبه که همیشه نوک دماغش رو نگاه کنه...»



لینک ثابت |